تبليغاتX
دستنوشته های بارانی ام
و بی اشک...چشمان تو ناتمام است و نمناکی جنگل نارساست....
انتخاب جناب اقای دکتر علی اسلامی

به عنوان چهره ماندگار سال

را به جامعه دامپزشکان ایران تبریک عرض می نمایم.

 

 

 

تغذیه رشد تولید مثل نیایش ۴ بعد اساسی روح انسان هستند.

                                                         دکتر علی شریعتی

 

این جمله دکتر شریعی برام خیلی جالب و عمیق بود .

حتما پیوندا رو ببینید

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 آبان1385ساعت 15:18  توسط باران | 

*نسیم بم گفت که چرا اپ نمی کنم؟!

اخه اپ کردن حال وهوای خاص می خواد...که در اینجا گاهی که حالشو دارم کامپیوتر نیست...وبالعکس.

 اینه که زیاد اختیاری نیست اپ کردن و نکردنم!!

 

**شما شده تا حالا یه غم قشنگ داشته باشید؟یه غمی که یه احساس خوب بتون میده؟نمی دونم می تونم خوب بیان کنم چی می خوام بگم یا نه؟

همیشه گفتارم بد نبوده اما نمی دونم چرا نمی تونم تمام چیزایی رو که میخوام بگمو تو نوشته هام بیارم.بازم فک می کنم خوب اعتماد به نفسی دارم که بازم می نویسم؟!

***چند روز گذشته روزای قشنگی بود.شادی و غمش برام لذتبخش بود..

احساس مفید بودن و شاید بهتره بگم احساس بودن داشتم؟!

 

کارگاه اموزشی روش تحقیق

یه کار علمی بود که با بچه های انجمن برگزار کردیم بین دانشکده های ارومیه!!

خیلی عالی برگزار شد...کار دانشجویی تنها با 5 نفر از اعضا و 85 شرکت کننده.

همه خوششون اومده بود و می گفتن با کادر جدید انجمن علمی دوباره زنده شد...اخه مدتها بود که دیگه انجمن علمی دانشکده رسما فعالیتی نداشت...ولی ظرف یه سال گذشته ما خیلی فعالیتا داشتیم که حتی با مخالفت معاونت پزوهشی روبه رو شدیم!!

کارگاه ما با استقبال پیش بینی نشده ای رو به رو شد که خود ما هم انتظارشو نداشتیم...گذشته از دانشجویان دانشکده های دیگه دانشجویان دوره های تخصصی دامپزشکی هم شرکت داشتند و حتی به خاطر محدودیت ظرفیت از همه اونا ثبت نام نکردیم

اما نکته جالب این بود که دیگه اینجا رئیس دانشکده تصمیم گرفت کمی به ما کمک کنه و دستور ثبت نام چند نفر و خارج ظرفیت بده!!

 

****یه کار تحقیقاتی داشتم...بررسی انگلهای ریه سگ

جاتون خالی بود که ببینید لاشه های سگ چقد محترمند!!

من که به دنبال لاشه سگ بودم به هر جا سر زدم از شهرداری گرفته تا اداره دامپزشکی و ...هیچکی حاضر نشد همینطوری بم لاشه بده!!در کل تابستون وتا حالا تنها 5 لاشه تونستم داشته باشم اونم با یه شرط خیلیییییییییی عجیب!!

داشتن اجازه دفن...باورتون می شه این سگهای ولگرد ما این همه مهم باشن...موقع یه کار تحقیقی واسه اثال من کلی افه و قانون و لایحه می ذارن که نگو و نپرس!!

دلیلشونم این بود که کشتار دسته جمعی نداریم وگرنه مجوز دفن نمی خواستیم!!

 

 

*****یه مطلب خیلی جالب واسه من که امیدوارم واسه شما هم همینطور باشه!!

می دونستید بچه های یه سگ که متولد می شن... حتی ممکنه تا 3 پدر داشته باشن!!البته این موضوع بیشتر در سگهای ولگرد دیده می شه.

 

+ نوشته شده در  شنبه 20 آبان1385ساعت 9:16  توسط باران | 
داشتم وبلاگ می خوندم که ملیح جونم وارد نت شد

دید و خوند و گفت:اخه وبلاگ نویسی هم شده کار؟چیکار کردم و نظرم چیه و خوشحال شدم یانه!!

یه لحظه موندم...فک کنید...جا خوردم تا حالا به این دید قضیه رو ندیده بودم...اما کمی که فک کردم به این نتیجه رسیدم که باید کاری رو انجام بدم که به نظرم درسته و باعث تغذیه روحم می شه...در نتیجه با احترام به عقیده ملیحه جون...به کارم ادامه می دم

افلاطون:خدایا...از دهانم تا دستانم فاصله ای نیست اما چرا دستانم انچه دهانم می گوید انجام نمی دهد؟!

فکر می کنید اگه بین حرف وعمل فاصله ای نبود دنیا رو به بدی می رفت یا خوبی؟

.

.

.

راستی بیشتر اپ کردم تا بتون بگم حتما عکسای پیوندو ببینید خیلی باحالن!!؟؟(وای ز دست من که اینقد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!اینارو بکار می برم)

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 آبان1385ساعت 10:2  توسط باران | 

 

احوال شما؟من؟ خوبم خوب خوب…

 

1.الان پای کامپیوتر خودمم …تو اتلق قشنگم…که البته نسیم کلی خفنش کرده و از اون حال هوای ارومش دراومده اما بازم خیلی دوسش دارم !!به قول بابام هیج جا خونه خود ادم نمی شه!؟

 

2.امروز یه عذاب وجدان دارم…یه لینک بم رسید…اخرشو خوندم بعد به همه سند کردم…دوباره اومدم خوندمش !!وای…چشتون روز بد نبینه یه چیزی بودا…به خودم صد تا فحش دادم که دیگه اینکارو نکنم اخه بار اولم که نیست!؟

اما گفتم بی خیال دختر…کاریه که شده…دیگه فکرشو نکن

 

3.چندتا عکس زیبا و رویایی از نازلو سیتی (لقب محل تحصیلم در ارومیه…اها دیدی لو رفت کجا درس می خونم؟؟)خیلی قشنگن نه؟

نمی دونی چقد این عکسا رو دوست دارم بیشترشونو موقع افطار گرفتم…ازمناظر اطراف خوابگاه…وقتی نگاشون می کنم با خودم میگم عجب جایی هستم و قدرشو نمی دونم…

 

 

خدایا این قدرت و به من بده که همیشه بتونم زیباییارو ببینم.قدر بدونم.غر نزنم.نیمه پر لیوانو ببینم مثل حالا …نمیدونی چقد قدرتم بالا می ره وقتی به همه چیز خوشبینم!!

 

.4.این تعطیلیلا رو دیدین حرص ادمو در می یاره از یه طرف می گن تعطیلات عید نوروز زیاده !از یه طرف این همه تعطیلی..اونم بدون اطلاع قبلی..بابا ادم کار اداری داره ..این چه وضعیه..من کلی کار داشتم که یا مجبورم شنبه هم اینجا بمونم و کلاسامو غیبت بخورم یا بازم  کارام بمونه واسه بعد...خداییش دیگه شورش دراوردن!!

 

5.خوابم نمی یاد ولی باید برم بخوابم چون فردا کلی کار دارم .راستی کارت اینترنتم تموم شده. امشب نمی تونم اپ کنم...چقد حیف شدا...من فک می کنم به این اینترنت معتاد شدم...باید به روش زهراعمل کنم که می گه: گاهی از چیزایی که دوسشون داره دوری می کنه تا به خودش یه چیزایی و ثابت کنه..اخ که چقد ماهه این زهرای من با این فکرای قشنگش...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 آبان1385ساعت 3:10  توسط باران | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
باران
من همسفر شراب از زرد به سرخ

من همره اضطراب از زرد به سرخ

یک روز به صبح هجرتی خواهم کرد

چون هجرت افتاب از زرد به سرخ

پیوندهای روزانه
خندیدن به زنانگی
موسیقی زیر زمینی در ایران(صوت سکوت)
سایت اموزش زبان انگلیسی
8 مارس در دانشکده دامپزشکی ارومیه...
فیلم 300
دعوت از سید محمد خاتمی
متن کامل دفاعیه خسرو گل سرخی
نگرش دانشجویان دامپزشکی نسبت به زنان دامپزشک
نقاشیهای گلناز والا
بیانیه کامل 8 مارس
اخراج دانشجوی دانشگه تهرانبه خاطر دیدن یک فیلم
افغانها نخوانند!؟
پر مقاله ترین زن دانشمند جهان سوم
زایمان بدون درد
بخشنامه تفکیک کارمندان زن و مرد
پیش نماز زن
عکسهای برگزیده مطبوعاتی کاوه گلستان
...
دست نوشته های بارانی
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
بارونیها
مرجع فارسی دامپزشکی
زنان ایران
کانون پویندگان ارومیه
مهندس مکانیک
دامپزشک.
عمران 84 رازی
نسرین افضلی
علی حق(اقتصادی سیاسی کارگری)
نیما نامداری(ساز مخالف)
حسام شیرازی
يلدا(خط هفتم)
مريم
روزمرگیهای ما
این نیز بگذرد
یک غریبه اشنا(زهرا)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان