تبليغاتX
دستنوشته های بارانی ام
و بی اشک...چشمان تو ناتمام است و نمناکی جنگل نارساست....

*دیروز کنفرانس داشتم در رابطه با سیتوکینها

از ارائه راضی بودم ُمخصوصا وقتی عکس العملا رو دیدم بیشتر خوشم اومد

می دونید بچه ها بم چی می گن؟می گن:((اگه تو مراسم ادواجت هم باشه در رابطه با این مراسم یه پاور پوینت تهیه می کنی و ارائه می دی و از مهمونا هم نظر خواهی می کنی...و از نظراتشون یه امار گیری می کنی و یه مقاله در رابطه با ازدواج زنان دامپزشک ارائه میدی))

 

**دیشب نتایج ارشد و اعلام کردن...نمی دونید چه شبی بود تو خوابگاه همش صدا های مختلف با احساسات متفاوت به گوش می رسید...یکی گریه...یکی دیگه از شادی جیغ می کشید...یکی دیگه که واسش مهم نبود بی تفاوت در مورد قضیه نظر می دادن که مثلا کی خنگ بود و با این همه خوندن نشد یا اگه من می خوندم حتما قبول می شدم و....ولی من ُخدا رو شکر کردم که از این یه امتحان راحتم!!

تا ۲ سال دیگه که امتحان تخصص باید بدم...خیلی دلم می خواد نتیجه بگیرم...و چیزی و که دوست دارم قبول شم...نمی دونید چقد مقوله درس و تحصیل واسم مهمه!!

برام جذابترین و زیباترین ادما..کسایین که تو درس و تحصیل تلاش می کنن!!

 

 

***ما یه درس داریم به نام بازرسی گوشت...

واسه واحد عملی این درس ۱۰ جلسه می ریم کشتار گاهُ  تا طرز بارسی گوشت و قبل از عرضه به بازار یاد بگیریم...محیط این کار خیلی جالب نیست...از اون گذشته ساعت کلاس ۴ تا ۷صبح ه!!

ولی در کل حال و هوای خاص خودشو داره که می شه ازش لذت برد...کلی اطلاعات قشنگ یاد می گیریم...واسه رفتن به کشتارگاه باید یک چکمه...روپوش...ویه چاقو تیز با دستکش داشته باشیم.

در کنار ما بچه های دانشگاه ازاد هم می یان...نمی دونم خبر دارید یا نه؟! اما تو رشته ما(دامپزشکی)دانشگاه ازاد پذیرش دختر نداره.

واسه همین بازرسی ما با بچه های ازاد همیشه با اتفاقات کوچیک و بزرگی همراه می شه!!

امروز مثل اینکه یکی از پسرای ازاد به  دخترامون تیکه انداختن...پسرای کلاسم غیرتی شده بودن و درگیری ایجاد شد...اونم چه درگیری...چشمتون روز بد نبینه...تا دلت بخواد پسرای ما خوردن...اخه همش این گروه ۶ پسر داشتیم اونا هم از قضا ۱۴-۱۵ نفر بودن!!و به گفته بچه ها همه خفن...بدنسازی رفته...پسرای ما هم همه مثلا مثبت و عینکی...کوچولو...

نمی دونم واقعا واسه دخترا غیرتی شدن یا اینکه از قبل دلشون پر بود...اخه ما همه بچه های کلاس با مینی بوس می ریم وتازه این مینی بوس داغونو گاهی باید پسرامون کمی هل بدن تا بیفته!!اما اونا همشون با ماشینای شخصی مدل بالا می یان!؟همیشه پسرامون بشون تیکه می نداختن تا اینکه به اینجا کشید...انگار نه انگار که این جماعت دکترای مملکت بودن...عین خروس جنگی...

پسرای ما بشون گفتن دختر ندیده های ازادی 

تازه وقتی استاد بشون گفته چرا در گیر شدید گفتن:اخه اونا به خانمهای کلاس ما توهین کردندهر کی ندونه فک می کنه ما چقد روابط خوبی با هم داریم...دریغ از یک سلام و احوال پرسی معمولیالبته ما بشون محل نمی ذاریما

حالا فردا هم باید بریم...خدا به دادمون برسه...البته گروهبندیمون عوض شد و پسرای کلاس عوض می شن...این گروهیا یه کم قدرتمند ترن

 

 

****امتحانا نزدیک ه و من کلی جزوه اکبند دارم....................

فعلا تا بعد(اگه زنده موندیم )

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 اردیبهشت1386ساعت 10:39  توسط باران | 
نمی دونم ماجرای دوستمو که نوشتم یادتونه دو پست قبل!!

دارم دیوونه می شم...می دونید چرا؟!دیروز یکی از سال پایینیا اومد تا مثلا باهام مشورت کنه!!می دونید چی شنیدم!!داشت در مورد اون پسره اشغال می گفت ...((دوست(پسر)دوستم!!))که یکساله با همند...اما فکر می کنه که این پسر مال زندگی نیست ...و دلایلشو می گفت که دیگه میخواد رابطه رو تموم کنه!!از من می خواست نظر بدم...من اصلا نمی شنیدم...

یعنی این پسر اینقد اشغاله در یک زمان با دو نفر عاشقانه دوست بوده!!هر دوشون مسیجاشونو بم نشون داده بودن و چقد.....

وای خدا دلم داره اتیش می گیره...دلم واسه دوستم کباب شده!!هنوزم که هنوزه نمی خواد به هیچ کس دیگه ای فک کنه می گه: این خیانته مگه دل من پارکینگه...که یکی بیاد یکی بره

اگه بدونه ....

 

فردا امتحان کلینیکال دارم...

اصلا حوصله خودم و هم ندارم

خدا یا ......................................

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 اردیبهشت1386ساعت 9:39  توسط باران | 
سلام مخصوصا به دامپزشکای عزیز

روزتون مبارک 

 ۱۰اردیبهشتُ یا ۲۹ اوریل روز جهانی دامپزشک بود .

یه متن  تو مجله دامپزشکی دانشکدمون دیدم ُفک کردم بهتره یه قسمتهاییشوبذارم  اینجا شما هم بخونید.

اینو بگم که این مقاله توسط خانم دکتر نائم ترجمه و گرداوری شده

طب دامپزشکی

در زبان انگلیسی امریکایی و کانادایی، Veterinarian(که از کلمه لاتین veterinae،به معنی حیوانات  draught)یک دکتر حیوانات است که درطب دامپزشکی شامل است.واژه معادل ان در انگلیسی بریتانیایی جراح دامپزشک(veterinary Surgeon ) است و هر دو کلمه غالبا بصورت VET خلاصه می شوند.کلمه Veterinarian برای اولین بار توسط  دکتر سر براون( 1682-1605) به کار برده شد.

 

پذیرش در ای رشته

 

ورود به دانشکده طب دامپزشکی چنان رقابتی است که در ایالات متحده گرفتن پذیرش در دانشکده پزشک یا یک دانشکده حقوق سطح بالا از براوردن نیازهای GPA برای اکثر دانشکده های دامپزشکی بسیار راحتتر است.این وضعیت اغلب به این دلیل است که تعداد دانشکده های دامپزشکی محدود بوده و سبب می شود دانشکده ها بسیار سخت گیر تر باشند.بر اساس اطلاعات اداره کار ایالات متحده از هر 3 نفر درخواست کننده فقط یک نفر برنامه دامپزشکی در 2002 پذیرفته شده است.پیش نیازهای لازم برای پذیرش شامل اموزشهای قبل از فارغ التحصیلی که در طب دامپزشکی بصورت فهرست وار ذکر شده اند و سابقه کار دامپزشکی فراوان (بطور معمول حدود 500 ساعت یا بیشتر)در بخش خصوصی یا دیگر محیطهای کار دامپزشکی می باشد.بطور متوسط دانشجویان دامپزشکی دارایGPA دوران دانشجویی 3.5 و یک نمرهGRE حدود 1800 هستند.به فارغ التحصیلان در ایالات متحده یا مدرک دکتری طب دامپزشکیDVM  یا با رواج کمتر مدرک

(VETERINARIY MEDICAL DOCTOR=DVM) بسته به روش و سابقه دانشکده دامپزشکی اعطا می شود.

 

 

درآمدها:

متوسط درامد سالانه دامپزشکان در می (2004)،66.590 دلار بود.%50 حدواسط بین 51.420 و 88،060 دلار درامد داشتند.؟%10 که کمترین درامد را داشتند،کمتر از 39،020 دلار و %10 که بالاترین درامد را داشتند بیش از 118،430 دلار کسب کرده بودند.

براساس یک مطالعه که توسط انجمن طب دامپزشکی امریکا انجام شده،میانگین حقوق شروع به کار فارغ التحصیلان دانشکده دامپزشکی در سال 2004 بسته به نوع کار ،متفاوت بوده و به صورت زیر است:

 

*         دامهای کوچک،به شکل کار اصلی    878/50

*         دامهای کوچک،منحصر به فرد           703/50

*         دامهای بزرگ،منحصر به فرد             403/50

*         کار کلینیک خصوصی                      636/49

*         دامهای بزرگ،به شکل کار اصلی       529/48

*         دامهای مختلف                               47704

*         تک سمی ها(اسب)                      628/38 

 

 

متوسط حقوق برای دامپزشکان در دولت فدرال در موقعیتهای غیر سرپرستی،سرپرستی،و مدیریتی در سال 2005 ، 78769 دلار بود.

 

****

در اخر از همه دوستان وبلاگ ویسی که من نمی تونم بشون سر بزنم معذرت می خوام...باور کنید خیلی درگیرم این ترم!!

این ترم اب و هوای روحیم عین بهاره!!باور کنید یا خوب خوب یا دپ دپ

 

اگه بیام خونه کلی خاطرات قشنگ از کلینیک واستون می نویسم!؟

 

****

بازم جودی ابوت 

 

فعلا ...ما رفتیم

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 اردیبهشت1386ساعت 13:3  توسط باران | 
*زندگیم وارد مرحله جدیدی شده...

رو به اینده...تلاش برای رسیدن به هدفای فراموش شده...

خیلی خوشحالم که تو این مسیر قل خوردم.همیشه ناراحت بودم که چرا دارم از خودم دور می شم  یا دورم می کنند!!اما سال جدید اتفاقای افتاد که کاملا مسیر زندگیمو چرخوند.اتفاقاتی که حتی یه ذره هم خودم ایجادشون نکردم.

من تصمیماتی گرفته بودم که زندگیم داشت روال عادی برنامه همه زندگیها رو طی می کرد

اما اینبارم خدا بم ثابت کرد بازم دوسم داره و دقیقه ۹۰ به دادم می رسه...وای که نمی دونید چقد خوشحالم از مسیری که برام ایجاد شده

یه مسیر علمی قشنگ...یادتونه در مورد ازمایشگاه فارما نوشتم...اما شرایطم طوریه که حتی از اونم گذشتم.

درس خوندن و زندگی اجتماعیمو خیلی دوست دارم و داشتم ازشون کناره می گرفتم که مثلا دختر خوبی واسه مامان و بابام باشم.

اما خدا کمکم کرد از گرفتن تصمیمات احمقانه که خودمو فراموش کنم تا مثلا خونوادمو خوشحال کنم !!اما نشد... باورتون نمی شه چقد عجیب ورق برگشت!!

**دیروز روز سختی بود برام ...روزی که یکی از دوستای عزیزم از دوستش(پسر)جدا شد!!

همیشه بش می گفتم که کارش اشتباست و به اون نباید اینقد جدی فک کنه واون اونجور ادمی نیست که تو خیالش می گذره!!

می دونید بش چی گفت بعد از ۴ سال!!

((من لیاقت تو رو ندارم...تو خیلی خوبی اما من در حد خوبیهای تو نمی تونم باشم!!))

اگه دوستم دوام بیاره و اونو فراموش کنه خیلی خوب می شه

***راستی یه سری عکس از کلینیک و محیط اطراف خوابگاه گرفتم که  زودتر براتون  اپ لودش می کنم...یه عکسای قشنگ و جذاب از کلینیک دامپزشکی و جراحی و....

راستی پیوندای روزانمو ببینید..بدک نیست.

خصوصی:جودی ابوت

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 اردیبهشت1386ساعت 11:51  توسط باران | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
باران
من همسفر شراب از زرد به سرخ

من همره اضطراب از زرد به سرخ

یک روز به صبح هجرتی خواهم کرد

چون هجرت افتاب از زرد به سرخ

پیوندهای روزانه
خندیدن به زنانگی
موسیقی زیر زمینی در ایران(صوت سکوت)
سایت اموزش زبان انگلیسی
8 مارس در دانشکده دامپزشکی ارومیه...
فیلم 300
دعوت از سید محمد خاتمی
متن کامل دفاعیه خسرو گل سرخی
نگرش دانشجویان دامپزشکی نسبت به زنان دامپزشک
نقاشیهای گلناز والا
بیانیه کامل 8 مارس
اخراج دانشجوی دانشگه تهرانبه خاطر دیدن یک فیلم
افغانها نخوانند!؟
پر مقاله ترین زن دانشمند جهان سوم
زایمان بدون درد
بخشنامه تفکیک کارمندان زن و مرد
پیش نماز زن
عکسهای برگزیده مطبوعاتی کاوه گلستان
...
دست نوشته های بارانی
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
بارونیها
مرجع فارسی دامپزشکی
زنان ایران
کانون پویندگان ارومیه
مهندس مکانیک
دامپزشک.
عمران 84 رازی
نسرین افضلی
علی حق(اقتصادی سیاسی کارگری)
نیما نامداری(ساز مخالف)
حسام شیرازی
يلدا(خط هفتم)
مريم
روزمرگیهای ما
این نیز بگذرد
یک غریبه اشنا(زهرا)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان