تبليغاتX
دستنوشته های بارانی ام
و بی اشک...چشمان تو ناتمام است و نمناکی جنگل نارساست....
تولد

          تولد

                تولدم

                         م ب ا ر ک

تولدت مبارک...امیدوارم امسال پاکتر... مهربونتر...خوبتر ...خدایی تر...و در کل یه انسان باشی...و شکلی زندگی کنی که واسه اون افریده شدی.(این صفتا رو می گم می خوام نسبت به خودم اینطوری باشما نه در قیاس با بقیه؟!!!)امین

 

 

تولد قشنگی داشتم...امتحاناتم ۱۷ تموم شد و ۱۸ بهمن تولدم بود...بچه ها یعنی همکلاسیای گلم همه منو ذوف زده کردن و سر زده اومدن ...واسم یه کیک خوشگل با کادوهای دوست داشتنی خریدن...چقد خوشحال شدم... خدا می دونه....بعضیها به خاطر تولدم رفتن به خونه هاشونو عقب انداخته بودن از جمله لیلی جونم...خیلی خدا رو شکر کردم که ادمای خوبی سر راهم قرار می گیرند...همه...هر کی به نوعی...چقد دوسشون دارم.فاطمه واسه هدیه تولدم یه نامه ۱۲ صفحهای داد...یه نامه قشنگ...یه نامه روحانی...دلنشین...رابی...تو شرایط سخت امتحانی که تا ساعت ۲ امتحان داشت  از سر جلسه واسه گرفتن کیک و کادو ...بیرون رفته بود بعد اون همه شب نخوابیا...زری...لیلی...فاطمه...یلدا...فاطره...رابعه...ملیح...رابی...فاطمه...مرضیه...رزی...نرگس...دلنیا... از همتون ممنونم گرچه می دونم این وبلاگو نمی خونید اما متشکرم و از صمیم قلب واستون شاد ترین لحظه ها رو ارزو می کنم.

امتحانات سختی داشتم...با وجود تلاش...اما خوب امتحان نمی دادم...داغون بودم...مشکلات حاشیه ای زندگیم خیلی زیاد شده!!

تصمیم گرفتم  برای خلاصی از این گذر...کمی بچه حرف گوش کنی باشم!!۱۹  اذر یه تصمیماتی گرفتم و حالا یعنی ۲۱ بهمن...با تمام عقب انداختنا...دیگه روز اخره....و باید جواب بدم.

طرفم ادم معقولیه از هر لحاظ اما...چیکار کنم که خیلی بد تصمیم می گیرم...اصلا دل به دریا زدنمو از دست دادم...

خدایا کمک کن...گرچه مطمئنم کمکم می کنی....مطمئنم...همونطوری که از وقتی به طرفت دارم می یام روز به روز نشونه هاتو بیشتر و بیشت و بهتر می بینم

انتخاب واحد کردم ۲۰ واحد کله گنده

 

همین الن سعید بم اس ام اس زد!!

از وقتی فهمیده مو ضوع جدیتر از قبلیاست..اروم و قرار نداره...همش زنگ می زنه...و می گه من نمی خام دخالت کنم اما ... 

متن اس ام اس:

من بت چیزی نمی گم ولی از غرور تو تعجب می کنم.که قدر خودتو نمی دونی. یه خورده بیشتر فک کن به خودت نگاه کن بعد نتیجه بگیر و جواب بده...تو این زمونه دختر با ظاهر خوب و سنگین که اینقدم فعال و اجتماعی باشه خیلی کمه...این اخرین حرف منه...دیگه هیچی نمی گم...تمام.

خدا خودش می دونه که چقد سعید و نسیم و دوست دارم خیلی خیلی زیاد...و چقد از احساسشون نسبت به خودم احساس غرور و شکر گذاری می کنم.اما خب هیچکس نمره ۲۰ نیست همونطور که من نیستم...چه می دونم...هر دوشونم مخالفند.

اما مامان و بابا هر دو راضی و خوشحال که یه همچین شخصی وارد زندگی ما شده...بابا می گه من که اینقد سختم بو دختر شوهر بدم ولی اینا ارزششو دارن!!

مامام هم همین نظر رو داره

و من...در دریای ذهن و دلم سرگردانم...چند ساعت بیشتر نمونده ....یا حسین خودت کمکم کن

 

درسای من ..یعنی دوست داشتنی ترین بعد زندگیم بدجوری گره خورده...می خوام دیگه بش محل نذارم...دیگه دیوونه شدم...هر چی بیشتر بش اهمیت می دم بیشتر ضربه می خورم!!

به امید خدا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 12:1  توسط باران | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
باران
من همسفر شراب از زرد به سرخ

من همره اضطراب از زرد به سرخ

یک روز به صبح هجرتی خواهم کرد

چون هجرت افتاب از زرد به سرخ

پیوندهای روزانه
خندیدن به زنانگی
موسیقی زیر زمینی در ایران(صوت سکوت)
سایت اموزش زبان انگلیسی
8 مارس در دانشکده دامپزشکی ارومیه...
فیلم 300
دعوت از سید محمد خاتمی
متن کامل دفاعیه خسرو گل سرخی
نگرش دانشجویان دامپزشکی نسبت به زنان دامپزشک
نقاشیهای گلناز والا
بیانیه کامل 8 مارس
اخراج دانشجوی دانشگه تهرانبه خاطر دیدن یک فیلم
افغانها نخوانند!؟
پر مقاله ترین زن دانشمند جهان سوم
زایمان بدون درد
بخشنامه تفکیک کارمندان زن و مرد
پیش نماز زن
عکسهای برگزیده مطبوعاتی کاوه گلستان
...
دست نوشته های بارانی
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
بارونیها
مرجع فارسی دامپزشکی
زنان ایران
کانون پویندگان ارومیه
مهندس مکانیک
دامپزشک.
عمران 84 رازی
نسرین افضلی
علی حق(اقتصادی سیاسی کارگری)
نیما نامداری(ساز مخالف)
حسام شیرازی
يلدا(خط هفتم)
مريم
روزمرگیهای ما
این نیز بگذرد
یک غریبه اشنا(زهرا)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان