![]() |
![]() |
|
| و بی اشک...چشمان تو ناتمام است و نمناکی جنگل نارساست.... |
|
تولد تولدم م ب ا ر ک تولدت مبارک...امیدوارم امسال پاکتر... مهربونتر...خوبتر ...خدایی تر...و در کل یه انسان باشی...و شکلی زندگی کنی که واسه اون افریده شدی.
تولد قشنگی داشتم امتحانات سختی داشتم...با وجود تلاش...اما خوب امتحان نمی دادم...داغون بودم...مشکلات حاشیه ای زندگیم خیلی زیاد شده!! تصمیم گرفتم برای خلاصی از این گذر...کمی بچه حرف گوش کنی باشم!!۱۹ اذر یه تصمیماتی گرفتم و حالا یعنی ۲۱ بهمن...با تمام عقب انداختنا...دیگه روز اخره....و باید جواب بدم. طرفم ادم معقولیه از هر لحاظ اما...چیکار کنم که خیلی بد تصمیم می گیرم...اصلا دل به دریا زدنمو از دست دادم... خدایا کمک کن...گرچه مطمئنم کمکم می کنی....مطمئنم...همونطوری که از وقتی به طرفت دارم می یام روز به روز نشونه هاتو بیشتر و بیشت و بهتر می بینم انتخاب واحد کردم ۲۰ واحد کله گنده
همین الن سعید بم اس ام اس زد!! از وقتی فهمیده مو ضوع جدیتر از قبلیاست..اروم و قرار نداره...همش زنگ می زنه...و می گه من نمی خام دخالت کنم اما ... متن اس ام اس: من بت چیزی نمی گم ولی از غرور تو تعجب می کنم.که قدر خودتو نمی دونی. یه خورده بیشتر فک کن به خودت نگاه کن بعد نتیجه بگیر و جواب بده...تو این زمونه دختر با ظاهر خوب و سنگین که اینقدم فعال و اجتماعی باشه خیلی کمه...این اخرین حرف منه...دیگه هیچی نمی گم...تمام. خدا خودش می دونه که چقد سعید و نسیم و دوست دارم خیلی خیلی زیاد...و چقد از احساسشون نسبت به خودم احساس غرور و شکر گذاری می کنم.اما خب هیچکس نمره ۲۰ نیست همونطور که من نیستم...چه می دونم...هر دوشونم مخالفند. اما مامان و بابا هر دو راضی و خوشحال که یه همچین شخصی وارد زندگی ما شده...بابا می گه من که اینقد سختم بو دختر شوهر بدم ولی اینا ارزششو دارن!! مامام هم همین نظر رو داره و من...در دریای ذهن و دلم سرگردانم...چند ساعت بیشتر نمونده ....یا حسین خودت کمکم کن
درسای من ..یعنی دوست داشتنی ترین بعد زندگیم بدجوری گره خورده...می خوام دیگه بش محل نذارم...دیگه دیوونه شدم...هر چی بیشتر بش اهمیت می دم بیشتر ضربه می خورم!! به امید خدا
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 12:1 توسط باران |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| باران |
من همسفر شراب از زرد به سرخ
من همره اضطراب از زرد به سرخ یک روز به صبح هجرتی خواهم کرد چون هجرت افتاب از زرد به سرخ |
|
RSS
|